مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٦٣ - فصل چهارم در توصيف اخلاق حضرت
نه: آن شب چنان بر مىگذشت كه جز خدا كسى نميداند از ترس اينكه مبادا پيغمبر غذايش را طلب كند و نيابد، ولى حضرت گرسنه خوابيد فردا را روزه گرفت و از غذاى خودش پرسشى نكرد و تاكنون هم در اين باره چيزى نگفته، برايش ظرف شيرى آوردند كه ابن عباس در طرف راست و خالد در طرف چپش بودند حضرت نوشيد و به ابن عباس گفت باقى مانده آن مال تست اجازه مىدهى به خالد بدهم باحترام مسنتر بودن؟ ابن عباس گفت نه بخدا باقيمانده پيغمبر را به هيچ كس نمىبخشم، بعد خود كاسه را گرفت نوشيد.
ابن خولى كاسهاى از شير و عسل برايش آورد حضرت از نوشيدن خوددارى كرد و فرمود دو شربت در يك جا و دو ظرف در يك ظرف؟ بعد فرمود: من بر كسى حرام نمىكنم كه مكروه ميدارم در اينجا فخر كنم و فرداى قيامت به زياده روى دنيا حساب پس دهم و تواضع را دوست ميدارم كه هر كه براى خدا تواضع كند خدا او را رفعت دهد.