مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٤٥١ - فصل دهم(در مهماتى در باره نكاح)
امير مؤمنان (ع) بزنان سلام ميكرد، و خوشش نمىآمد كه به زنان جوان سلام كند، و مىفرمود: ميترسم، از صداى او خوشم آيد، و گناهم بر ثوابم فزونى گيرد.
ابى بصير از امام ششم (ع) پرسيد: آيا مرد ميتواند با زن نامحرم مصافحه كند و باو دست دهد فرمود نه مگر از پشت لباس.
ساباطى از آن حضرت پرسيد: زنان وقتى وارد بر جمعى از مردم شوند چگونه سلام كنند؟ فرمود: زن بگويد: عليكم السلام، و مرد مىگويد: السلام عليكم.
و از على (ع): هيچ مردى تا كنون مويش زياد نبوده جز آنكه شهوتش كم بوده.
محمد بن اسحق گويد: حضرت باقر (ع) از من پرسيد ميدانى چرا مهر زنان چهار هزار درم است؟ گفتم: نه، فرمود ام حبيبه دختر ابو سفيان در حبشه بود، پيغمبر ٦ از او خواستگارى كرد، و نجاشى از طرف پيغمبر ٦ چهار هزار درم مهر معين كرد و پرداخت، ولى در اصل ١٢ هزار پيمانه و اندى بود.
از سكونى: على (ع) به چهار پاى مادهاى گذشت كه وسط راه عمومى نر بر پشت او رفته بود، حضرت رو گردانيد، گفتند چرا رو گردانيدى؟ فرمود: سزاوار نيست و