مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٤٦٢ - فصل اول در سفر و اوقات خوب و بد سفر
گرفتارم، و چون كارى دارم طالع بلند ميكنم و بآن مينگرم و اگر بد نشان دهد مىنشينم و بدنبال كار خود نميروم، و اگر خير نشان دهد ميروم. امام فرمود: حاجتت در اين صورت بر مىآيد؟ گفتم آرى، فرمود: كتب خود بسوزان، و امير مؤمنان بهنگامى كه قمر در محاق بود مسافرت و تزويج را مكروه ميداشت.
از موسى بن جعفر (ع): شومى براى مسافر در راه سفر در شش چيز است: كلاغ كه طرف راست بانگ كند، و سگى كه دنب بجنباند، گرگ كه در برابر انسان زوزه كشد و بزمين نشيند و بانگ كند، آهويى كه از چپ و راست انسان در آيد، بومى كه بانگ زند، و زن خاكستر موى كه چهره نشان دهد، الاغ گوش بريده، اگر كسى يكى از اينها را ببيند و در دل احساسى كند بگويد: «خداوندا بتو از تو محافظت مىجويم، از شر آنچه در دل احساس ميكنم. خداوندا مرا نگهبانى كن» از شرور اينها حفظ خواهد شد.
از حلبى از امام صادق (ع): سفر در روزهاى مكروه كراهت دارد، روز چهارشنبه و ديگر ايام مكروه، و فرمود اگر ناچارى و برايت پيش آمد سفر را با صدقه شروع كن و آية الكرسى بخوان.
و از آن حضرت: حضرت زين العابدين (ع) فرمود: حج و عمره كنيد تا بدنتان