مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ٣٥ - در جود و سخاوت پيغمبر
او را مىشناخت باو محبت پيدا مىكرد، هرگز پيش از او و بعد از او كسى همانند او نديدهايم.
از ابن عمر: هيچ كس را سختىتر و بزرگوارتر و شجاعتر و نورانىتر از رسول گرامى ٦ نديديم.
از جابر بن عبد اللَّه: هيچ كس تا كنون از پيغمبر خواهشى نكرده و چيزى نخواسته كه حضرت در پاسخ او گفته باشد نه.
از ابن عباس: مسلمانان بابى سفيان نگاه نميكردند و باوى همنشينى نمىنمودند، ابى سفيان از پيغمبر اكرم ٦ خواهش كرد كه يا رسول اللَّه سه چيز بمن عنايت كن، حضرت قبول كرد، ابو سفيان گفت: زيباترين و بهترين دختران عرب در خانه من است بنام «ام حبيبه» قبول بفرماييد او را به تو تزويج كنم، حضرت پذيرفت، گفت: معاويه فرزندم را به منشىگرى خود بپذير. حضرت پذيرفت، گفت: مرا امارت لشكر ميده تا با كافران جنگ نمايم، حضرت پذيرفت. ابن زميل گويد: و اگر نبود درخواست ابو سفيان حضرت هرگز اينها را بوى عطا نميكرد. زيرا عادت پيغمبر ٦ بر اين جارى بود كه هيچ درخواستى از او نمىشد جز اينكه ميفرمود «بله» و جواب مساعد ميداد.