مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ١٩١ - در دعاء وقت پوشيدن لباس
حضرت از آنجا گذشت و بر در دكان جوانى ايستاد و فرمود: اى جوان دو پيراهن به ارزش پنج درهم دارى؟ گفت آرى، حضرت دو پيراهن خريد يكى به دو درم و ديگرى به سه درم، بعد به قنبر فرمود: پيراهن سه درهمى را براى خود بردار، قنبر گفت: آقا براى شما اين زيبندهتر است كه بايد به منبر برويد، و براى مردم حرف بزنيد، حضرت فرمود: تو جوانى و نشاط و آرزوى جوانى دارى و من از خدايم شرم دارم كه خود را بر تو برترى نهم. از پيامبر ٦ شنيدم كه فرمود: (به خدمتكاران و غلامان خود) از طعام و لباس كه خود بكار مىبريد بدهيد، و حضرت پيراهن ارزانتر را پوشيد و آستينهاى آن از سر انگشتش ميگذشت و به فروشنده گفت اضافه را ببر، فروشنده اضافه را بريد و گفت اجازه بده لبه آن را بدوزم (و منظم كنم) فرمود:
همين طور باشد كه دنيا از اين بىاهميتتر است.
ابى بصير گويد: از ابى جعفر (حضرت باقر، ع) شنيدم كه على (ع) پيراهنى سنبلى (سنبل شهرى است در روم) به چهار درهم خريد و پوشيد (آستينهاى آن) از دست حضرت بلندتر بود، به خياط فرمود: قيچى را بده، حضرت قيچى را گرفت و اضافه آن را بريد و فرمود: «سپاس خداى را كه مرا از زينتها چيزى داد كه خود را بپوشم و در بين مردم خود را بيارايم، خداوندا اين را برايم جامه بركت قرار ده كه عمرم را در آن به خشنودى تو سر كنم، و مساجد ترا آبادان سازم». بعد فرمود: از پيامبر ٦ شنيدم كه هر كس جامه نوى بپوشد و اين كلمات را بگويد آمرزيده شود.