مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ١٨ - مقدمه مؤلف(صاحب مكارم الاخلاق)
حضرت باو فرمود: اين پرده را بردار كه چون بآن مىنگرم بياد دنيا و زيورهايش مىافتم، دل از دنيا برگرفت و فكر آن از صفحه دل بزدود، و هرگز مايل نبود كه تجمل و زيورهاى آن در برابر چشمش باشد كه نكند كه چيزى از آنها را بزندگى خود راه دهد. نه دنيا را قرارگاه خود مىدانست و نه آرزوى مقام و پاييدن در آن را داشت دنيا را بتمامه از صفحه جان و دل براند و لوح دل را از آن بزدود و اين چنين كسى كه چيزى را دشمن مىدارد نگاه به او و يادآورى او را نيز مبغوض ميشمارد. در اخلاق و روشنى حضرت نبى اكرم ٦ چيزهايى بود كه ترا به بدى دنيا و نواقص بيحد آن دلالت مىكند وقتى كه نبى اكرم با آن مقام مخصوصى كه نزد خدا داشت غالبا گرسنه بسر ميبرد و با آن همه مقام ارجمندى كه نزد حق داشت زيورهاى دنيا دامن از او برچيد و هرگز بسويش نيامد خردمند بايد كه بديده خرد بنگرد كه خداوند با اين كار مىخواست رسولش را گرامى بدارد؟! و يا مورد اهانت و تحقير قرار دهد! اگر بگويد كه قصد توهين داشت كه بخدا دروغ بسته و بهتانى بزرگ زده و اگر معتقد باشد كه خداوند با اين كار پيامبرش را مورد تكريم قرار داده پس آنانى را كه مورد توجه و روى آورى دنياى ناچيز قرار داده دنيا را كه از نزديكترين خلق خود بركنار زده كوچك و خوار شمرده است.
اگر كسى به نبى اكرم تأسى كند و قدم جاى قدم او نهد كه چه بهتر و گر نه از هلاكت و بدبختى ايمن نخواهد بود كه خداوند محمد ٦ را وسيله توجه به قيامت و بشارت دهنده به بهشت و آخرت و ترساننده از عذاب و عقوبت قرار داد، از دنيا گرسنه بيرون رفت، و بآخرت سالم وارد گشت، و تا دم مرگ خشتى بر خشتى ننهاد، و باز خداوند بر ما بزرگ منتى نهاده كه پيشوايى بزرگ چون محمد ٦ پيش روى ما نهاد و امير مؤمنان (ع) را بعنوان الگو و راهنمايى بىبديل فراراه ما قرار داد (كه از او پيروى كنيم و يا بپايش برويم) كه فرمود: (بخدا لباسم را چندان بوصله دادم كه از وصله زن خجلت كشيدم، و گويندهاى بمن گفت: دگر اين جامه را دور نمىافكنى؟! و از آن دست برنمىدارى؟! در جوابش گفتم: دور شو، كه بامداد پگاه راهپويان و روندگان