مکارم الأخلاق ت میرباقری - شیخ طبرسی - الصفحة ١٦ - مقدمه مؤلف(صاحب مكارم الاخلاق)
آييد تا خدا شما را دوست بدارد.).
اين رستگارى بزرگ موجب گشت كه بتوانم كتابى گرد آورم كه شامل مكارم اخلاق و محاسن آداب و اوامر پر ارج آن حضرت باشد كه خود فرمود: (من از آن رو برانگيخته شدم كه: اخلاق كريمه و صفات ستوده و انسانى را در بشر بكمال رسانم و بپايان آرم». و دانستن (اخلاق) مقدم بر عمل كردن است.
و در كلمات امير مؤمنان (ع) سخنى يافتم كه حقيقت و رمز سير انبياء الهى را كه از مردم بطور كامل بريدن و بخدا پيوستن و از دنيا دل برگرفتن و بآخرت پرداختن است بيان ميدارد و ميفرمايد:
و پيامبر ما محمد ٦ را در ميان انبياء بكمال مخصوص گردانيده و ما را به اقتداء و پيرويش ترغيب و تأكيد فرمود.
امام (ع) سپس بعد از سخنى طولانى كه با مدعى دروغين كه دم از اميدوارى برحمت حق مىزند ولى به برنامه الهى عمل نمىكند چنين خطاب مىكند: بخدا دروغ مىگويد و گر نه چرا آثار اميد در عملش آشكار نمىگردد، كه هر كس بچيزى اميد داشته باشد بدنبال آن مىشتابد، مگر اميدوار بخدا و آن كس كه دعوى اميد برحمت حق مىكند و آثار اميد او در عملش ظاهر نميگردد و كوشش در وظيفه دينى ندارد، و هر ترس و بيمى محقق و معلوم است مگر ترس از خداوند كه اگر ترس بنده از خداوند مسلم و معلوم بود هرگز گرد گناهان نمىگشت، و نيز بندهاى كه از آفريده و بندهاى ميترسد به اين ترس خود چندان ترتيب اثر ميدهد كه به ترس از خداى نميدهد، و بيم او از مردم نقد و حاضر است، و در باره خداوند آفريدگار خود به تسويف و وعده برگزار ميكند، و همچنين آن كس كه دنيا در ديدهاش بزرگ و در دلش جايگاهى ژرف و عظيم باز كرده باشد آن را بر خدا برمىگزيند و بآن مىپيوندد و طوق بندگيش را بر گردن مىنهد، و وجود پيامبر گرامى ٦ براى پيروى تو كافى است، و در صفات و اعمال وى چندان دليل و نشانه هست كه ترا بر عيب و پستى دنيا ارشاد كند، كه دنيا دامن از حضرتش برچيد و پايكوب ديگران گشت، و هم