رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٨٨ - شرح اجمالى طريق و كيفيت سلوك إلى الله
خود واقف گشته از صميم قلب هدايت خود را خواستار گردد.
بديهى است حقّ متعال هرگز بنده مسكين خود را كه جوياى حقّ و پوياى حقيقت است البتّه يله و رها نخواهد نمود:
وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا.[١] به ياد دارم هنگامى كه در نجف اشرف، تحت تربيت اخلاقى و عرفانى مرحوم حاج ميرزا على قاضى- رضوان الله عليه- بوديم سحرگاهى بر بالاى بام بر سجّاده عبادت نشسته بودم در اين موقع نعاسى[٢] به من دست داد و مشاهده كردم دو نفر در مقابل من نشستهاند يكى از آنها حضرت ادريس- على نبيّنا و آله و ٧- بود و ديگرى برادر عزيز و ارجمندم خودم آقاى حاج سيّد محمّد حسن طباطبائى كه فعلا در تبريز سكونت دارند. حضرت ادريس با من به مذاكره و سخن مشغول شدند ولى طورى بود كه ايشان القاء كلام مىنمودند و تكلّم و صحبت مىكردند ولى سخنان ايشان به واسطه كلام آقاى اخوى استماع مىشد.
فرمودند: «در زندگانى من اتّفاقات و حوادث هولناكى روى داد و بحسب جريانات عادّيّه و طبيعيّه حلّ آنها محال به نظر مىرسيد و از ممتنعات شمرده مىشد ولى ناگهان براى من حلّ شده، و روشن شد كه دستى ما فوق اسباب و مسبّبات عادّيّه از عالم غيب حلّ اين عقدهها نمود و رفع اين مشكلات فرمود. و اين اوّلين انتقالى بود
[١] ( ١-) ترجمه در ص ٦١ گذشت.
[٢] ( ٢-) چُرت و خواب سبك.