رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١٠ - مقدمه مؤلف
|
الكلّ عبارة و أنت المعنى |
يا من هو للقلوب مغناطيس |
|
[١] و[٢] اين جذبه مغناطيسيّه حقيقيّه كه نتيجه و اثرش پاره كردن قيود طبيعيّه و حدود انفسيّه و حركت به سوى عالم تجرّد و اطلاق و بالأخره فناى در فعل و اسم و صفت و ذات مقدّس مبدأ المبادى و غاية الغايات و بقاى هستى به بقاى حضرت معبود است از هر عملى كه در تصوّر آيد عالىتر و راقىتر است.
جذبة من جذبات الرّحمن توازى عبادة الثّقلين.[٣] انسان در كمون ذات و سرشت خود حركت به سوى اين كعبه مقصود و قبله معبود را مىيابد و به نيروى غريزى و فطرى الهى بار سفر مىبندد و با تمام شراشر وجود بدين صوب رهسپار مىشود.
لذا تمام اعضاء و جوارح او بايد در اين سفر به كار افتد.
عالم جسم و مادّه او كه طبع اوست، و عالم ذهن و مثال او كه برزخ اوست، و عالم عقل و نفس او كه حقيقت اوست همه بايد در اين سفر وارد گردند و با يكديگر تشريك مساعى كنند.
بدن بايد وجهه خود را رو به كعبه نموده، در حال نماز به قيام
[١] ( ١-)-« منظومه سبزوارى»، الهيات، فى افعاله تعالى، غرر في انحاء تقسيمات لفعل الله تعالى طبع ناصرى ص ١٨٣.
[٢] -[ همه عالم امكان به منزله عبارت است و تو معناى آنى، اى كه تو مغناطيس دلهائى].
[٣] -[ يك جذبه از جذبههاى الهى( از نظر تأثير در تكامل انسان) با عبادت جنّ و انس برابرى مىكند].