رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٦ - جهاد اكبر
جميع آداب و عادات و رسوم اعتباريّه اجتماعيّه كه سدّ راه خدا.
هستند دست بردارد. و اين را عرفاء تعبير به جنون مىنمايند زيرا مجنون به رسوم و عادات مردم آشنائى ندارد و به آنها وقع نمىگذارد و مدح و ذمّ آنها را به ديده بىاعتنائى مىنگرد و از حركت و قيام آنها بر عليه او خوف و وحشتى به خود راه نمىدهد و تغيير روش در خود نمىدهد.
|
اى دل آن به كه خراب از مى گلگون باشى |
بى زر و گنج به صد حشمت قارون باشى |
|
|
در مقامى كه صدارت به فقيران بخشند |
چشم دارم كه به جاه از همه افزون باشى |
|
|
تاج شاهى طلبى گوهر ذاتى بنما |
ار خود از گوهر جمشيد و فريدون باشى |
|
|
كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش |
كى روى ره ز كه پرسى چكنى چون باشى |
|
|
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مكن |
ور نه چون بنگرى از دائره بيرون باشى |
|
|
ساغرى نوش كن و جرعه بر افلاك نشان |
تا به چند از غم ايّام جگر خون باشى؟ |
|
جهاد اكبر
چون سالك به توفيق حضرت ربّانى موفّق به هجرت گرديد و از عادات و رسوم پاى دركشيد قدم در ميدان جهاد اكبر مىنهد و آن