رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٥ - هجرت كبرى
دهان زده سخنى نگويد او را به نادانى منسوب مىكنند. يا مثلا عادت بر اين جارى شده كه در نشستن در صدر مجلس، تهافت به عمل مىآورند و قعود و جلوس در صدر را علامت بزرگى، و تقدّم در ورود و خروج از مجلس را نشانه عظمت مىگيرند، و چرب زبانى و تملّق را دليل بر مردمدارى و حسن خلق تلقّى مىكنند، و خلاف اينها را نشانه حقارت و كم ارزشى و نبود موقعيّت و شخصيّت و سوء خلق.
سالك بايد به توفيق الهى و امداد رحمانى از تمام اينها چشم بپوشد و از اين عالم خيال و وهم هجرت كند و اين عجوزه را سه طلاقه نمايد. در اين متاركه بايد سالك از هيچ نيروئى بيم و هراس نداشته باشد، و از مذمّت مردم نهراسد، و از ملامت و نكوهش افرادى كه خود را اهل فضل و دانش قلمداد مىكنند باك نداشته باشد، چنانكه در جامع كلينى در روايت سكونى از حضرت صادق ٧ از حضرت رسول اكرم ٦ روايت است كه:
اركان الكفر أربعة: الرّغبة و الرّهبة و السّخط و الغضب.[١] و رهبت در آن به رهبت از مردم تفسير شده است در مخالفت عادات و نواميس و هميّه آنها. و محصّل كلام آنكه بايد سالك از
[١][ پايههاى كفر چهار است: رغبت( ميل و گرايش) رهبت( ترس و بيم) سخط( نارضايتى و بيزارى) و غضب( خشم)].