رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب
(١)
فهرست
٢ ص
(٢)
مقدمه مؤلف
٣ ص
(٣)
معرفت اجمالى و طرح كلى سلوك إلى الله
٢١ ص
(٤)
عالم خلوص و اخلاص
٤٢ ص
(٥)
اول آنكه به نص كريمه قرآنيه ديگر شيطان را به هيچ وجه من الوجوه برايشان تسلط و اقتدارى نيست
٤٤ ص
(٦)
دوم، اين گروه از محاسبه محشر آفاقى و حضور در آن عرصه معاف و فارغ هستند
٤٤ ص
(٧)
سوم، آنچه از ثواب و اجر به هر كس برسد و در روز قيامت به او عطا شود
٤٦ ص
(٨)
چهارم، آنان داراى مقامى منيع و منصبى رفيع و مرتبهاى عظيمند
٤٧ ص
(٩)
شرح تفصيلى عوالم مقدم بر عالم خلوص
٥٧ ص
(١٠)
اسلام اكبر
٥٩ ص
(١١)
ايمان اكبر
٦١ ص
(١٢)
هجرت كبرى
٦٤ ص
(١٣)
جهاد اكبر
٦٦ ص
(١٤)
اسلام اعظم
٦٧ ص
(١٥)
ايمان اعظم
٧٢ ص
(١٦)
هجرت عظمى
٧٣ ص
(١٧)
توضيح و تبيين
٧٤ ص
(١٨)
شرح اجمالى طريق و كيفيت سلوك إلى الله
٨٥ ص
(١٩)
شرح تفصيلى طريق و كيفيت سير إلى الله
١٠١ ص
(٢٠)
اول ترك عادات و رسوم و تعارفات
١٠٣ ص
(٢١)
دوم عزم
١٠٥ ص
(٢٢)
سوم رفق و مدارا
١٠٦ ص
(٢٣)
چهارم وفا
١٠٨ ص
(٢٤)
پنجم ثبات و دوام
١٠٨ ص
(٢٥)
ششم مراقبه
١١٣ ص
(٢٦)
هفتم محاسبه
١١٤ ص
(٢٧)
هشتم مؤاخذه
١١٥ ص
(٢٨)
نهم مسارعت
١١٥ ص
(٢٩)
دهم ارادت
١١٥ ص
(٣٠)
يازدهم ادب نگاهداشتن
١١٦ ص
(٣١)
دوازدهم نيت
١١٨ ص
(٣٢)
سيزدهم صمت
١٢٦ ص
(٣٣)
چهاردهم جوع و كم خورى
١٢٧ ص
(٣٤)
پانزدهم خلوت
١٢٩ ص
(٣٥)
شانزدهم سهر
١٣٠ ص
(٣٦)
هفدهم دوام طهارت
١٣٠ ص
(٣٧)
هجدهم مبالغه در تضرع
١٣١ ص
(٣٨)
نوزدهم احتراز از لذائذ
١٣١ ص
(٣٩)
بيستم كتمان سر
١٣١ ص
(٤٠)
بيست و يكم شيخ و استاد
١٣٣ ص
(٤١)
بيست و دوم ورد
١٣٨ ص
(٤٢)
بيست و سوم و بيست و چهارم و بيست و پنجم نفى خواطر و ذكر و فكر
١٣٩ ص
(٤٣)
عالم اول توحيد افعال است
١٥١ ص
(٤٤)
عالم دوم توحيد صفات است
١٥١ ص
(٤٥)
عالم سوم توحيد در اسماء است
١٥٢ ص
(٤٦)
عالم چهارم توحيد در ذات است
١٥٢ ص

رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٦٢ - ايمان اكبر

بنا بر اين مجاهد في سبيل الله تا به مرتبه احسان نرسد نتواند بر سبل هدايت الهيّه دست يابد.

از حضرت رسول اكرم ٦ سؤال كردند كه معنى احسان چيست؟ فرمود: ان تعبد الله كأنّك تراه، و ان لم تكن تراه فإنّه يراك‌

.[١] يعنى: بايد انسان چنان خداى را عبادت كند كه او را ببيند و اگر بدين كيفيّت قادر بر عبادت او نباشد در مرحله متأخّر چنان خداى را عبادت كند كه گوئى خداى او را مى‌بيند.

تا هنگامى كه اسلام اكبر سالك به ايمان اكبر نرسيده فقط گاه و بيگاه بر او حال احسان دست داده و عبادات را با شوق و رغبت و ميلى وافر انجام مى‌دهد امّا وقتى كه به ايمان اكبر رسيد از حال احسان به ملكه محسنين مى‌رسد. در اين موقع جزئيّات و كلّيّات افعال سالك از سرچشمه شوق و ميل و رغبت آب خورده همه را به طيب خاطر اتيان مى‌كند، زيرا در اين موقع ايمان به روح سرايت كرده و چون روح سلطان و فرمانفرماى جميع اعضاء و جوارح است همه را به كار خود وامى‌دارد و كار بر همه سهل و آسان مى‌گردد، همه آنها منقاد و مطيع روح بوده و دقيقه‌اى از آنات از اطاعت او سر باز نمى‌زنند. خداوند تبارك و تعالى در حقّ‌


[١] -[ آنچنان خدا را بپرستى كه گويا او را مى‌بينى، و اگر اين توان در تو نيست كه او را ببينى، اينطور پرستش كن كه او تورا مى‌بيند].