رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٥٢ - چهارم، آنان داراى مقامى منيع و منصبى رفيع و مرتبهاى عظيمند
شاگردانش خندان و متبسّم يافتند، سبب پرسيدند، در پاسخ فرمود:
پس از بيست و پنج سال مجاهده اكنون كه در خود نگريستم ديدم ديگر اعمالم ريائى نيست و توانستهام به رفع آن موفّق گردم. فتأمّل جيّدا.
پوشيده نماند كه از ابتداى سير و سلوك تا آخرين مرحله از آن، سالك بايد در تمام امور ملازم شرع انور باشد و به قدر سر سوزنى از ظاهر شريعت تجاوز ننمايد. پس اگر كسى را ببينى كه دعوى سلوك كند و ملازم تقوى و ورع نبوده و از جميع احكام الهيّه شرعيّه متابعت ننمايد و به قدر سر سوزنى از صراط مستقيم شريعت حقّه انحراف نمايد او را منافق مىدان مگر آنچه به عذر يا خطا يا نسيان از او سر زند. و اينكه از بعضى شنيده شده است كه مىگويند سالك پس از وصول به مقامات عاليه و وصول به فيوضات ربّانيّه تكليف از او ساقط مىگردد سخنى است كذب و افترائى است بس عظيم، زيرا رسول اكرم ٦ با اينكه اشرف موجودات و اكمل خلائق بودند معهذا تا آخرين درجات حيات تابع و ملازم احكام الهيّه بودهاند. بنابراين سقوط تكليف به اين معنى دروغ و بهتان است. بلى از براى آن مىتوان معناى ديگرى نمود كه قائلين، آن را قصد نمىنمايند و آن اينست كه اتيان اعمال عباديّه باعث براى استكمال نفوس بشريّه است، و مراتب استعداد انسان به واسطه التزام بر سنن عباديّه از مراحل قوّه به فعليّت مىرسد. بنابراين براى افرادى كه هنوز به مرحله فعليّت