رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ٥٠ - چهارم، آنان داراى مقامى منيع و منصبى رفيع و مرتبهاى عظيمند
جوعى كرده و در كار تهيّه اسباب زندگى به قدر كفاف و ضرورت باشد براى آنست كه محبوب ازلى خواستار حيات اوست و الاّ قدمى از قدم براى تحقّق حيات اين نشأه برنمىداشت.
البتّه اين خواست در مقابل خواست خدا طولى خواهد بود نه عرضى، و بر همين اساس ديگر سالك حقّ ندارد طالب كشف و كرامات بوده، عملى براى تحقّق آن انجام دهد يا براى طىّ الأرض و اخبار از مغيبات و اطّلاع بر ضماير و اسرار و تصرّف در موادّ كاينات ذكرى بگويد و رياضتى بكشد و براى استكمال و بروز قواى نفسانى به اىّ وجه و صورة عملى انجام دهد زيرا چنين كسى در راه رضاى محبوب قدم برنمىدارد، خداى را عبادت نكرده و مخلص نخواهد بود بلكه نفس خود را معبود خود ساخته و براى برآورده شدن حاجات او و تحقّق پذيرفتن استعدادات او گام مىزند گرچه لفظا بدين منكر اعتراف نكند و ظاهرا تمام عبادتش را براى خدا انجام دهد.
چنين شخصى به نصّ كريمه شريفه: أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ[١]، هواى خود را معبود خود ساخته و خواستههاى نفسانى خود را مىپرستد. سالك بايد از اين مرحله عبور كند و نفس خود را كه دم از انانيّت مىزند ترك بگويد. و سيأتي الكلام فيه ان شاء الله تعالى.[٢]
[١] - آيه ٢٣، از سوره ٤٥: جاثيه:[ آيا ديدى آن كسى را كه هواى نفس خود را معبود خويش ساخته است]؟
[٢] -[ و بزودى به خواست خداى متعال در اين زمينه گفتگو خواهد شد].