رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١١٨ - دوازدهم نيت
حائز بودن كمال انبساط در عين كمال خوف، و اين معنى فقط در ائمّه طاهرين- صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين- موجود است.
برگرديم بر سر مطلب و محصّل آنكه: ادب آنست كه ممكن حدود امكانى خود را فراموش نكند، لهذا چون وقتى در نزد حضرت صادق ٧ سخنى كه در آن شائبهاى از غلوّ در حقّ آن حضرت بود به ميان آمد آن حضرت فورا به خاك افتاد و جبين مباركش را بر خاك مىماليد.
مرتبه كامل از ادب آنست كه سالك در همه احوال خود را در محضر حضرت حقّ- سبحانه و تعالى- حاضر دانسته و در حال تكلّم و سكوت، در خوردن و خوابيدن، در سكون و حركت و بالأخره در تمام حالات و سكنات و حركات، ادب را ملحوظ دارد. و اگر سالك پيوسته توجّه به أسماء و صفات الهى داشته باشد قهرا ادب و كوچكى بر او مشهود خواهد شد.
دوازدهم: نيّت
و آن عبارت است از آنكه سالك منظورى در سلوك نداشته باشد جز نفس سلوك و فناء در ذات احديّت. و بنا بر اين بايد سالك سيرش خالص باشد: فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ.[١] در اخبار زيادى وارد شده است كه نيّت سه مرتبه دارد، منها
ما قال الصّادق ٧:
[١] - آيه ١٤، از سوره ٤٠: غافر:[ پس خدا را بخوانيد در حالى كه دين را براى او خالص كرده باشيد].