رساله لب اللباب در سير و سلوک اولى الالباب - حسينى طهرانى، سید محمد حسين - الصفحة ١١٣ - ششم مراقبه
عمل، عمل نورانى و خير بوده است چون ناحيه نفس از آن آثار نورانى خالى گردد ناگزير آثار ضدّ آن از ظلمت و تيرگى و شرور جايگزين آن خواهد شد. و حقيقت آنست كه لا يوجد عند الله الاّ الخير،[١] و امّا الشّرور و القبائح و الظّلمات انّما هي من أنفسنا.[٢] بنابراين هر عيب و نقص كه پديد آيد از ناحيه افراد بشر است، و الشَّرُّ ليس إليك.[٣] و بر اين اساس نيز روشن مىشود كه فيوضات الهيّه اختصاصى نبوده بلكه از صقع ربوبى و از مقام رحمت نامتناهى متوجّه عموم افراد بشر است از مسلم و يهود و نصارى و مجوس و آتش پرست و بت پرست، لكن خصوصيّات موجوده در قوابل، به سوء اختيار آنها سبب مىگردد كه اين رحمت واسعه در بعضى افاده سرور و بهجت و شادى نمايد و در بعضى دگر ايجاد غم و اندوه.
ششم: مراقبه
و آن عبارت است از آنكه سالك در جميع احوال مراقب و مواظب باشد تا از آنچه وظيفه اوست تخطّى ننمايد و از آنچه بر آن عازم شده تخلّف نكند.
مراقبه معناى عامّى است و به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالك تفاوت مىكند. در ابتداى امر سلوك مراقبه
[١] -[ نزد خداوند جز خير و خوبى يافت نمىشود].
[٢] -[ و امّا شرها و زشتيها و تاريكيها همه از ناحيه خود ماست].
[٣] -[ و شر به ساحت مقدّس تو راه ندارد].