جامع عباسی - طبع قديم - شيخ بهائى - الصفحة ١٠١ - مطلب سيم در بيان احكام خمس
به نيّت ادا مىتوان داد و بعد از آن قضاست.
مطلب دويّم در بيان زكاة سنّتى
بدان كه زكاة در هشت چيز سنّت است:
أوّل اسب ماديان است و زكاة هر اسبى در سالى دو مثقال شرعى طلاست اگر پدر و مادرش هر دو اصيل باشند يك مثقال است اگر يكى از ايشان اصيل باشد يا هيچ يك اصيل نباشند بشرط آن كه تمام سال در صحرا بچرند يعنى عليق ايشان از مال مالك نباشد.
دويّم از آن چه زكاة دادن در آن سنّت است ماليست كه مالك آن كارى كرده باشد كه به واسطه آن كار زكاة در آن واجب نشده باشد مثل آن كه در اثناى سال به شخصى قرض دهد يا زر سكّه دار را مطلّس سازد يا از نصاب اوّل شتر يا گاو يا گوسفند چيزى به شخصى ببخشد پس مثل اينها زكاة دادن سنّت است.
سيّم از آن چه زكاة در آن سنّت است حاصل مستقلّات است مثل دكّان و حمّام و كاروانسرا و امثال آن پس سنّت است كه يك دانك و نيم ده يك حاصل آن را به زكات بدهد هر چند به نصاب نرسد و حول نگذرد.
چهارم از آن چه زكاة در آن سنّت است هر چيزيست كه از زمين برويد و به كيل و وزن در آيد مثل برنج و نخود و عدس و ماش و مانند آن و نصاب و حول آن بطريق نصاب و حول گندم و جو و خرما و مويز است و هم چنين در عشر و نصف عشر امّا در سبزيها و خربزه و خيار و مانند آن زكاة سنّت نيست.
پنجم مالى است كه از آن چه زكاة دادن آن سنّت است چند سال در دست مالك نباشد و بعد از چند سال بدست مالك آيد سنّت است كه زكاة يك ساله آن را بدهد.
ششم از آن چه زكاة در آن سنّت است ماليست كه مالك در آن شك داشته باشد كه به نصاب رسيده يا نه سنّت است كه ما دام كه شك داشته باشد زكاة آن را هر ساله داده باشد.
هفتم از آن چه زكاة دادن آن سنّت است مال تجارت است يعنى هر گاه شخصى متاعى چند بجهت تجارت بخرد يا ملكى را اجاره كند بقصد آن كه به اجاره دهد كه فايده از آن حاصل كند پس هر گاه رأس المال به نصاب طلا و نقره برسد و در مدّت يك سال نقصان نكند زكاة دادن آن سنّت است.
هشتم از آن چه زكاة دادن آن سنّت است مال طفل است هر گاه ولى طفل بآن تجارت كند از براى طفل و شرط زكاة تجارت به همرسد سنّت است كه ولىّ از آن زكاة بدهد.
مطلب سيّم در بيان احكام خمس
بدان كه خمس در هفت چيز واجبست:
اوّل غنيمتى كه از كافران حربى بدست آيد هر مقدار كه باشد.
دويّم هر كانى كه بهم رسد مثل فيروزه و مس و كل ارمنى و مانند آن بشرط آن كه بعد از اخراجات ضرورى مثل كندن و صاف نمودن قيمت آن چه بماند بيست مثقال شرعى باشد و