طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٩٤ - حديث«اهليلجه»(هليله)
محل شاهد ماست مىآوريم تا اثبات كنيم كه امام صادق به طور كامل به گياهان طبى و منافع و مضار آن و انواع آن و محل روييدن آن و چگونگى استعمال آن آگاه بود، به گونهاى كه پزشكان عصر او و كسانى كه در آن زمان به اين كارها اشتغال داشتند آن را نمىدانستند و اين در حالى است كه امام اين مطالب را در مقام بيان اثبات توحيد ذكر فرموده و در صدد بيان مفصل و مستقل آن نبوده است و اين براى هر انسان با انصاف و آگاه، روشن مىكند كه امام تا چه حد به اين علم آگاهى داشته است، علمى كه آن را با وراثت از اجداد خود و از پيامبر ٦ ياد گرفته بود و از راه تعليم و از طريق استاد و درس ياد نگرفته بود. و اينك ما آن قسمت را كه از اين حديث انتخاب كردهايم، مىآوريم:
مفضل بن عمر جعفى به امام صادق ٧ نوشت و به او اطلاع داد كه گروههايى از اين مردم پديد آمدهاند كه ربوبيت خدا را انكار مىكنند و در اين مسأله به مجادله مىپردازند. مفضل از امام خواست كه سخن اين گروهها را رد كند تا وى بتواند با آنها محاجه كند.
امام ٧ در پاسخ مفضل چنين نوشت:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ*. اما بعد، خداوند ما و تو را به انجام طاعت خود موفق بدارد و بدين وسيله خوشنودى و رحمت خود را شامل ما سازد. نامه تو و اصل شد و در آن تذكر داده بودى كه در ميان مردم چه چيزى به وجود آمده و و گروهى از اهل الحاد هستند كه