طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٩ - مقدمه مترجم
المنصورى و من لا يحضره الطبيب و نيز كتابهاى ابن سينا مانند قانون و كتابهاى ديگر نام برد.
اين كتابها همچون پلى براى انتقال دانستههاى پزشكى براى نسلهاى بعدى، ارزش فوق العادهاى داشتند؛ همچنين مسلمانان همزمان با تأليف كتابهاى طبى، دست به ابتكاراتى زدند كه در عالم پزشكى بىسابقه بود.
درست است كه طب اسلامى بر پايه آراى بقراط و جالينوس و طب هندى و ايرانى پى ريزى شد، اما بعدها پزشكان مسلمان مطالب بسيارى بر آن افزودند و تجربيات تازهاى كسب كردند و حتى مطالب آنان را مورد نقد و ايراد قرار دادند. ابو زكرياى رازى كتابى به نام شكوك بر جالينوس نوشته و در مقدمه آن مىگويد:
«مقام جالينوس بر هيچ كس پوشيده نيست و ممكن است بعضى از كوتهنظران مرا بدين كار ملامت و سرزنش نمايند، ولى فيلسوف و حكيم بر من خرده نخواهد گرفت به دليل آنكه در حكمت و فلسفه تقليد جايز نيست و مىبايست از روى دليل و برهان گفتگو به عمل آيد و اگر جالينوس زنده مىبود، مرا بدين تأليف ستايش مىكرد.» همچنين مسلمانان براى درمان بيماران بيمارستانها ساختند و سابقه آن به زمان پيامبر اسلام مىرسد. بنا به روايت ابن هشام، پيامبر خدا ٦ در جنگ خندق خيمهاى را به مجروحان جنگى اختصاص داده بود و هر يك از سربازان اسلام كه زخمى مىشد به آن