طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٥٢ - طب نزد عربها
از كلدانيها ياد گرفتند و از جمله آنها قوم عرب بود و لذا مىبينيد كه مطالب مربوط به آن در ميان بيشتر امتها مانند مصريها و فنيقىها و آشوريها مشابه همديگر است. پس از اين يونانيها آن را به دست آوردند و پايههاى آن را محكم كردند و ابواب آن را مرتب نمودند به طورى كه آن را به صورت يك علم درآوردند كه آغاز و انجامى دارد.
سپس ايرانىها و روميها آن را به دست آوردند.
طب نزد عربها
عربهايى كه معاصر با اين اقوام بودند به حكم همسايگى و اختلاط، مقدارى از طب را از آنان ياد گرفتند و آن را به آنچه از كلدانيها گرفته بودند و يا خود با تجربه به دست آورده بودند، اضافه كردند.
تاريخ مىگويد: نخستين كسانى كه از ميان عربها پس از كاهنان سراغ طب رفتند، جماعتى بودند كه در قرن ششم ميلادى و پيش از ظهور اسلام با روميها و ايرانيان اختلاط پيدا كردند و مشهورترين آنها مردى از قبيله تيم الرباب بود كه «ابن جذيم»[١] نام داشت و او كسى بود كه در مهارتهاى طبى به او مثل زده مىشد مىگفتند: فلانى طبيبتر از ابن جذيم است و اوس بن حجر در باره او چنين سروده است:
|
فهل لكم فيها الى فإنني |
بصير بما اعيى النطاسى جذيما |
|
[١] شرح حال او را در كتاب معجم ادباء الاطباء ج ١ بخوانيد