طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٥١ - تاريخ طب و مبدء ظهور آن
چگونگى پيدايش آن در جهان، اختلاف نظر دارند به گونهاى كه محقق را دچار حيرت و ترديد مىكند و انسان نمىداند كه چگونه حقيقت را آشكار كند و به عنوان يك نويسنده امين و مؤلف با انصاف با خواننده سخن بگويد.
بعضىها اكتشاف يا اختراع آن را به كلدانيها نسبت مىدهند و بعضىها آن را به ساحران يمن و كاهنان بابل و بيشتر به يونان باستان مربوط مىدانند. ابن ابى اصيبعه طبيب و مورخ در كتاب عيون الانباء چنين مىگويد:
«پيدايش اين فن را نبايد به كشور يا منطقه يا گروهى خاص نسبت داد چون ممكن است كه طب نزد قومى وجود داشته و آن قوم منقرض شده و از آثار آن چيزى باقى نمانده است تا جايى كه به دست فراموشى سپرده شدهاند، آنگاه بر اساس دانش آنها نزد قوم ديگرى ظهور يافته و اختراع و اكتشاف آن به آنها نسبت داده شده است».
مورّخان ديگر گفتهاند كه طب از جمله علومى است كه كلدانيها و كاهنان بابل آن را پايهگذارى كردند و آنها نخستين كسانى بودند كه در باره درمان بيماريها بحث كردند، آنها بيماران خود را بر سر كوچهها مىگذاشتند تا كسى كه مبتلا به آن مرض بوده و بهبودى يافته از آنجا بگذرد و چگونگى درمان خود را بگويد و آنها آن را بر لوحهايى مىنوشتند و در معابد خود مىآويختند و از اين جهت بود كه طب نزد آنها از جمله كارهاى كاهنان به حساب مىآمد. اقوام ديگر هم طب را