طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ١٥٥ - امام صادق
مىپاشيد و درختان مكارم اخلاق اسلامى را در نفوس مردم مىكاشت و راه زندگى سعادتمندانه روحى و جسمى را روشن مىساخت تا اينكه به سوى خدا رفت و اين ملت را به خود رها نكرد بلكه دو چيز با ارزش ميان آنها گذاشت: يكى كتاب خدا قرآن و ديگرى اهل بيت و عترت خود. قرآن كتاب صامت خدا و عترت كتاب ناطق اوست كه آنچه را كه از تعاليم اصلاحى اسلام مبهم است بيان مىكنند و آن قسمت از اسرار پنهانى قرآن را كه ديگران به آن دست نمىيابند، آشكار مىسازند.
بنا بر اين عترت پيامبر راهنمايان مردم به سوى خير و صلاح و هدايتكنندگان آنان به راه زندگى راستين هستند. همچنين آنان پزشكان روحى مردمند و آنان را معالجه و مداوا مىكنند و لذا مىبينيم هر امامى از اين عترت پاك پس از پيامبر، دردهاى عصر خود را به نوعى درمان مىكرد كه مطابق با عقول مردم زمان باشد مانند يك پزشك دلسوز كه بيمار خود را با تمام مهربانى و رأفت مداوا مىكند تا او را به ساحل نجات برساند.
از آنجا كه عصر امام صادق ٧ عصرى بود كه در آن انديشههاى مختلف و اخلاق متفاوت و فرقههاى گوناگون به وجود آمده بود و اخلاق اسلامى كنار گذاشته شده بود و نفوس مردم مسموم شده بود، لذا امام طبق وظيفه آسمانى كه داشت خود را طبيب مسئولى در برابر مردم مىدانست و عهدهدار درمان دردها بود.