طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٥٧ - طب نزد عربها
گرامى داشت و او نزد خليفه موقعيت خوبى پيدا كرد چون خليفه در او آثار وقار و عقل را مشاهده مىكرد بخصوص اينكه فورا بيمارى خليفه را معالجه كرد و او بهبودى حاصل نمود.
هنگامى كه او خواست به وطن و شهر خود برگردد، خليفه مانع شد و مالها و عطاياى بسيارى به او داد تا در آنجا بماند او نيز در بغداد اقامت كرد و مدتى طولانى به معالجه بيماران پرداخت آنگاه كتابهاى بسيارى از كتابهاى طب و غير طب را به عربى ترجمه كرد.
اين حركت جرجيس سبب شد كه بسيارى از پزشكان بغداد نيز دست به ترجمه بزنند و كتابهايى را از سريانى ترجمه كنند و اين با پشتيبانى مالى منصور بود، او به مترجمان بخصوص مترجمان طب بذل مال مىكرد.
پس علم طب در بغداد گسترش يافت و طالبان آن بسيار شد و تأليف در اين باره رواج پيدا كرد و پزشكان مهمى ظاهر شدند كه معجزههاى طبى از آنان سر مىزد.
وقتى خبر كمكهاى مالى منصور و ديگر امراء و ثروتمندان بغداد، شهر علم و ثروت به پزشكان منتشر شد، بسيارى از پزشكان گندى شاپور انتقال به بغداد را ترجيح دادند و جرجيس فرزند خود بختيشوع را به دستور خليفه به بغداد فرا خواند سپس «ماسوبه» پدر يوحنا به بغداد آمد و پس از او پسرش يوحنا جانشين او گرديد تا جايى كه بغداد در زمان منصور كه همان عصر زندگى امام صادق ٧