طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٥٨ - طب نزد عربها
بود، كعبه علم و مقصد طالبان فضل و ادب و پايگاه مترجمان علوم و فنون و بخصوص طب گرديد و تدريس آن شايع شد و از هر سوى بيماران به قصد معالجه پيش پزشكان مىآمدند.
در اين ميان محضر امام صادق ٧ محل رفت و آمد طالبان فضل و مدرسه بزرگى براى علم و فلسفه و ادب بود و آن حضرت براى اصحاب و شاگردان و تشنگان علم آنچه را شفا بخش دلها و سيرابكننده عطشها بود القاء مىكرد و براى كسانى كه در طلب معارف بلند بودند، درسهاى بليغى مىداد و مطالبى مىگفت كه اگر نمىگفت عقول دانشمندان عصر به آنها پى نمىبرد و بزرگان حكماى عصر به اسرار آن آگاهى نمىيافتند.
يك نگاه گذرا به كتاب توحيد مفضل[١] و تأملى كوتاه در مناظرات طبى امام صادق ٧ با پزشكان عصر خود در نشان دادن انبوهى علم و كمال آگاهى او به علم طب كافى است. همچنين روشن مىشود كه سخنان پر ارزش و كلمات حكيمانه او در طب به گونهاى بود كه پزشكان حقيقت آن را درك نمىكردند و پس از قرنها اين حقايق روشن شد و آن از وقتى بود كه فكر بشر بالا رفت و پزشكان و حكما تجربههاى بسيارى به دست آوردند و اكتشافات مهمى صورت گرفت تا زمان ما كه عصر نور علم و اختراع است و اكنون به اسرار سخنان
[١] اين كتاب مجموعه درسهايى است كه امام صادق ٧ به شاگرد خود مفضل در اثبات توحيد القاء كرده است و ما آن را در چهار جلد شرح كردهايم