طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ١٧٠ - ٣ - ابن بطريق
استادش به بغداد آمده بود و به دستور او پس از استاد، طبيب مخصوص منصور شد ولى او به روحانيان مسيحى اذيت مىكرد و از آنها رشوه مىگرفت و طبع شرورى داشت.
وقتى منصور در بعضى از سفرهاى خود به نصيبين رفت، عيسى به مطران اين شهر نامه نوشت و او را تهديد كرد و اظهار داشت كه اگر خواسته او را برنياورد چنين و چنان خواهد كرد. خواسته او اين بود كه براى او چيزهاى گران قيمت بفرستد، او در نامه خود نوشت: آيا نمىدانى كه اختيار خليفه در دست من است اگر خواستم او را مريض مىكنم و اگر خواستم شفايش مىدهم. وقتى مطران اين نامه را خواند، پيش ربيع وزير منصور راه يافت و ماجرا را به او گفت و نامه را به او نشان داد. ربيع اين نامه را به عرض خليفه رسانيد و حقيقت امر را به او گفت. پس منصور دستور داد كه عيسى را تأديب كنند و تمام اموال او را بگيرند و او را با بدترين صورت تبعيد كنند و اين نتيجه كارهاى بد او بود.
٣- ابن بطريق
[١] بعضىها او را از جهت تخفيف «بطريق» مىگويند. او نيز در عصر منصور پزشك بود و منصور به او دستور داده بود كه بسيارى از كتابهاى پيشينيان را به عربى ترجمه كند و او مترجم خوبى بود ولى به
[١] قفطى ص ١٦٩