طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٧١ - طب امام صادق
است[١] و وصىّ او همان كسى بود كه فرمود: پيش از آن كه مرا از دست بدهيد از من بپرسيد و پس از من از مانند من سؤال نخواهيد كرد[٢].
سپس على ٧ علم خود را به دو فرزندش حسن ٧ و حسين ٧ سپرد همان كسانى كه پيامبر خدا در باره آنها فرموده بود: اين دو نفر امام هستند قيام كنند يا بنشينند[٣]. پس از آنها اين علم در اختيار امام سجاد ٧ قرار گرفت و از او به امام باقر ٧ و از او به امام جعفر صادق ٧ منتقل گرديد.
بنا بر اين، عظمت علمى امام صادق ٧ چيزى جز سرى از اسرار كتاب و نورى از انوار نبوت و فيضى از فيوضات امامت نبود و اگر از كسان ديگرى گرفته بود همان گونه كه بعضى از نادانان مىگويند، از اساتيد و معلمان او نيز اين علوم ظاهر مىشد و كتابها پر مىشد و در اخبار و احاديث مىرسيد.
اساسا آنچه را كه گذشت رها كن و منصفانه بينديش! سپس به سخنان و تعليمات او به عنوان طالب حقيقت بنگر آيا اطبا و فلاسفهاى كه وارد جزيرة العرب شده بودند از آراء و اقوال او اطلاع داشتند و آن علمى را كه از آن حضرت در آن عصر ظاهر مىشد درك مىكردند؟ مىدانيم كه دانشمندان پس از قرنها و نسلها به حقيقت و
[١] الغدير ج ٦ ص ٥٤
[٢] الغدير ج ٦ ص ١٧٨
[٣] حديث اجماعى است