طب النبي وطب الصادق (روش تندرستي در اسلام) - مستغفري، جعفر؛ خليلي، محمد - الصفحة ٩٩ - حديث«اهليلجه»(هليله)
دارند و با زبانهاى گوناگونى صحبت مىكنند و در حال جنگ هستند و همديگر را مىكشند و اسير مىكنند. آيا به نظر تو اين حكيم تمام اين شهرها را گشته و تمام زبانها را مىدانست و در همه جا گردش كرده و اين گياهان را در شرق و غرب با امنيت و سلامت بررسى نموده و هرگز بيمار نشده و نترسيده و همواره زنده بوده و مرگ به سراغ او نيامده و هميشه هدايت يافته و گمراه نشده و خسته نشده تا زمان و محل رشد آنها را دانسته با اينكه آنها صفات و رنگها و نامهاى گوناگونى دارند، سپس او هر كدام را به صفت خود شناخته و هر درختى را با رويش و برگ و ميوه و بو و طعم آن مشخص كرده است.
آيا اين حكيم چارهاى جز اين داشته كه تمام درختان دنيا و سبزيها و ريشههاى آن را درخت به درخت و برگ به برگ و جزء به جزء بررسى كند؟ فرض كنيم كه آن درختى را كه مىخواسته پيدا كرده، پس چگونه حواس ظاهرى او را راهنمايى كرده كه اين درخت صلاحيت داروئى دارد و درخت گوناگون است بعضى از آن شيرين و بعضى تلخ و بعضى ترش و بعضى شور است. اگر بگويى كه آن حكيم در اين شهرها از اين و آن مىپرسد، او چگونه در باره چيزى كه آن را مشاهده نكرده و با حواس خود درنيافته مىپرسد و اساسا او چگونه از اين درخت مىپرسد در حالى كه او زبان آنها را نمىداند و به زبانهاى ديگر چيزهاى بسيارى است.
فرض كنيم كه او چنين كرد، او سودها و زيانها و چگونگى تسكين