توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٢٧ - اشكال ديگر
مباين همه باشد و بلندتر از همه چيز باشد.
اگر گويند: چه معنى دارد لطيف بودن و متعالى بودن او؟
جواب گوئيم كه: سؤالى كه در اشياء كنند و طلب معرفت او نمايند به چهار وجه مىتواند بود:
اول: آن كه بدانند كه موجود است يا نه.
دوم: آن كه بدانند كنه حقيقت ذاتش را.
سوم: آن كه بشناسند چگونگى و صفات او را.
چهارم: آن كه بدانند علت و غايت وجودش را.
و هيچ يك از اين وجوه را در خالق نمىتوان دانست به غير آن كه موجود است، و اما كنه ذات يا كنه صفات، پس دانستن آنها را محالات است و طلب معرفت در اين مقام ساقط است زيرا كه خالق جلّ شأنه علّت همه چيز است و او را علّت نيست، و غايت در چيزى مىباشد كه معلول علّت باشد و علم آدمى به آن كه خدا موجود است، مستلزم آن نيست كه كنه حقيقت و چگونگى او را بداند، بلكه در تصديق به وجود، تصوّر به وجهى از وجوه كافى است. و هم چنين امور روحانيه لطيفه را مىدانيم كه موجودند و حقيقت آن را نمىدانيم.
اگر گويند كه از قصور علم به او چنان وصف مىكنيد او را كه گويا به هيچ وجه معلوم نيست.
جواب گوئيم كه: از جهت كنه معرفت چنين است و احاطه به كنه