توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢٢٦ - اشكال ديگر
هفتاد برابر زمين است، پس اختلاف اقوال در آفتاب دليل است بر آن كه حقيقتش را درست نيافتهاند و به گمان، سخنها گفتهاند:
هر گاه كه آفتاب ديده مىشود و حسّ ادراك آن مىكند و عقول حكماء از حقيقت آن عاجزند، چگونه توانند يافت حقيقت خداوندى را كه به حس در نيايد و عقل و وهم به ساحت عزّتش راه نيابد؟
مترجم گويد: كه آن كه در حقيقت شمس ميان متأخرين حكماء كه اقوال ايشان متداول است مشهور است آن است كه جوهر ديگر است غير عناصر اربعه. و در شكلش، مشهور كروى بوده است. و در مقدارش آن كه صد و شصت برابر زمين و ربع و ثمنى است. و اقوال مذكوره اقوال قدماى حكماست كه در اين زمان متروك است. [انتهى] پس حضرت فرمود كه: اگر كسى گويد كه: چرا از خلق پنهان شده؟
جواب گوئيم كه: مستتر و پنهان شدن ذات مقدس نه به آن معنى است كه به اراده خود را مستور گردانيده، چنانچه پادشاهان يا ديگران بدرها و پردهها و ديوار پنهان مىشود از رعيّت خود، بلكه معنيش آن است كه ذات مقدس از آن لطيفتر و رفيعتر است كه عقل ادراك او تواند كرد، چنانچه «نفس ناطقه» كه يكى از مخلوقات او است ادراك آن به فكر و نظر ميسّر نيست.
اگر گويند كه: چرا لطيف و متعالى گرديده است از ادراك اوهام.
گوئيم كه: چون چيزى كه خالق هر چيز باشد مىبايد كه در صفات