توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ٢١٧ - شبهه ديگر
به هم مىرسيد كه ضرر به دين و دنياى ايشان و ديگران داشت.
و اگر گويند كه: بايد توالد و تناسل ميان ايشان نشود تا به نمردن، مساكن و معاش بر ايشان تنگ نشود.
جواب گوئيم: در اين صورت اكثر خلق از نعمت حيات و تمتّع به نعمتهاى دنيوى و اخروى واهب خيرات و مفيض بركات محروم مىماندند و جميع نعمتها مخصوص جماعت قليلى مىبود كه اول از بيداى عدم به سراى وجود داخل شدند، و نعمت خداوند بىمنّت بايد كه عام باشد هر يك از مواد قابله ممكنات به قدر قابليت و استمداد بهرهمند گردند.
[شبهه ديگر]
اگر گويند كه: بايست در اول جميع افراد بشر كه تا انقراض عالم موجود شوند بيافريند و همه را در دنيا تا قيامت زنده بدارد.
جواب گوئيم كه: همان مفسده تنگى مساكن و معايش عود مىكرد.
و ايضاً اگر توالد و تناسل نبود، انس گرفتن خويشان به يك ديگر و اعانت ايشان كردن يك ديگر را نزد شدايد بر طرف مىشد و لذّت تربيت فرزندان و سرور به ايشان نمىبود و رعايت حقوق پدر و مادر و اقارب و ثوابها كه بر اينها مترتّب مىشد مفقود مىشد، پس آنچه گفتيم دليل است بر آن كه آنچه در خاطرها گذرد از احتمالات به