توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١٣١ - حقيقت زرافه
آينه آن گردن را در هم مىشكست و خراب مىكرد، پس سر فيل را ملصق به بدنش گردانيده كه اين تعب آن را نباشد و به جاى گردن، خرطوم را به او عطا فرموده كه غذاى خود را به آن برگيرد، پس بدون بار كردن، حاجت آن را بر آورده و امورش را منظم گردانيده.
اكنون نظر كن كه چگونه فرج فيل ماده را در زير شكمش آفريده كه هر گاه شهوت مجامعت بر آن غلبه مىنمايد بلند و ظاهر مىگردد كه مقاربت نر با آن به آسانى ميسّر گردد.
پس عبرت بگير كه چگونه فيل را خداوند جليل به خلاف ساير حيوانات چهار پا آفريده و به نحوى آفريده كه امور غذا و مجامعت آن چنانچه بايد و شايد ميسّر است.
[حقيقت زرّافه]
تفكّر كن: در خلق زرّافه و اختلاف اعضاى آن و مشابهت هر عضوى از آن به حيوانى از حيوانات زيرا كه سرش به سر اسب مىماند، و گردنش به گردن شتر، و سمش به سم گاو، و پوستش به پوست پلنگ.
مترجم گويد: كه به اين سبب در لغت فارسى آن را «شتر گاو پلنگ» گويند و در كتب لغت گفتهاند كه فرزندى كه گرگ از كفتار به هم مىرساند آن را «سمع» مىگويند به كسر سين و سكون ميم. و مانند ماران به مرگ خود نمىميرند، و در دويدن به پرواز از مرغ پيشى