توحيد مفضّل - علامه مجلسى - الصفحة ١١٧ - راز ابتلاى انسان به آلام
متمرّدان را؟ و به چه چيز كودكان علوم و صنعتها مىآموختند، و به چه چيز مماليك براى آقايان خود ذليل مىشدند و گردن به اطاعت ايشان مىنهادند.
آيا اينها حجّت نيست براى ابن ابى العوجاء و امثال او از ملاحده و مانى نقّاش و اتباع او از گبران كه انكار مىكنند حكمت آلام و دردها را در عالم؟ اگر متولد نمىشد از انسان و ساير حيوانات، مگر نر يا ماده، هر آينه منقطع مىشد نسل انسان و بر مىافتادند حيوانات، لهذا عليم حكيم مقرر گردانيده كه از هر نوعى از حيوانات نر و ماده هر دو به وجود آيند، چرا در هنگامى كه مرد و زن به حد بلوغ رسيدند موى درشت بر زهار ايشان مىرويد. و بر روى مرد ريش مىرويد و بر روى زن نمىرويد؟
براى آن كه حق تعالى مرد را قيّم و كار فرماى زن گردانيده و زن را جفت او گردانيده و براى او آفريده، پس به اين سبب مردم را ريش داده كه موجب عزت و جلالت و مهابت او گردد و به زن نداده تا از نازكى رو و حسن و جمال كه مناسب حال اوست و براى التذاذ همخوابگى مرد ادخل است براى او باقى ماند.
پس نمىبينى كه حكيم عليم در هر امرى آنچه به عمل آورده همه موافق حكمت است و راه خطا در آن نيست.
مفضّل گفت: چون سخن بدينجا رسيد وقت زوال شد و مولاى من به نماز برخاست و فرمود: برو فردا بامداد به نزد من بيا، پس من