چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٤
متوجه مىشويد اين واقعيتى است كه بچههاى ما هر روز با آن مواجهند.
زندگى فرزندان خارج از زمان مدرسه هم تحت تأثير قرار مىگيرد. مادران بچهها به من گفتهاند؛ در ايجاد يك محيط اجتماعى براى فرزندانشان با مشكل مواجهند. از طرفى نمىخواهند فرزندانشان به خانهى كودكى برود كه مادرش سركار است و كسى بالاى سرشان نيست. از طرفى هم نمىخواهند خودشان در خانه بمانند و به يك كارمند بىمزد تبديل شوند كه خانهشان پُر از دوستان فرزندانى مىشود كه مادرانشان سَرِ كارند.
با بزرگتر شدن فرزندانمان، دغدغههاى جديدى هم پيشروى ما قرار مىگيرند. ما آرزو داريم فرزندانمان ازدواج موفقى داشته باشند. ما با محبت و عشق آنها را بزرگ كردهايم و آنها توانايى اعتماد و عشق ورزيدن را دارند و مىتوانند تعهد عشق ورزيدن و پرورش يك انسان ديگر را هم بپذيرند. اما فرزندان ما در ميان انبوه بزرگسالانى كه در مهدكودك پرورش پيدا كردهاند از كجا مىخواهند همسران دوست داشتنى براى خود پيدا كنند؟
توانايى افراد بزرگ شده در مهدكودك در ايجاد عُلقههاى نزديك، در آن سالهاى اوليهى عمر كه تحت مراقبت مادر نبودند و پرورش مناسب پيدا نكردند، پژمُرده است.
قانونگذاران، در جايگاهى قرار دارند كه تصميم مىگيرند از بچههاى ما چه مراقبتى صورت گيرد بدون آنكه يك دركِ بىواسطه از اين داشته باشند كه اصلًا مراقبت از بچههاى كوچك يعنى چه؟ پيش از تأييد صلاحيت نمايندگان سِنا، براى رأى دادن در موضوع مهدكودكها، دلم