چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١٨
پيشنهاد رُوِر و فيشِر آن است كه ورود به مدرسه حداقل تا سنين ١١ يا ١٢ سالگى به تأخير بيفتد- سنينى كه در تحقيقات ما نيز مورد تأييد قرار گرفت. براى مثال بُرنِفِن برنر[١] و تيم او از دانشگاه كُرنِل[٢] دريافتند بچههايى كه حداقل تا كلاس پنجم و اول راهنمايى (يعنى حدود يازده، دوازده سالگى) وقت خود را بيشتر با همسن وسالانشان مىگذرانند تا با والدين، وابسته به همسالان مىشوند. آنها به ارزشهاى همسن و سالان تن مىدهند- چيزى كه بُرنفِن برِنِر آنرا «سرايت اجتماعى»[٣] ناميده است- و اين تن دادن مىتواند همه عادتها، رفتار، كارهاى زشت، رفتارهاى خشن، رقابت و همچشمى، مسخره كردن، استفاده از موادمخدر، الكل يا رفتارهاى جنسى و حتى نوع موسيقى، لباس و مدل مو كه در تضاد با ارزشهاى معمول خانواده هستند را در برگيرد. چنين وابستگى به احساس ارزشمندى، خوشبينى، احترام به والدين و حتى اعتماد بچه به همسن و سالانش لطمه مىزند. عجيب است آنچه بچه را به چنين وابستگى وادار مىكند، بيش از آنكه جذابيت همسالان باشد، بىتفاوتى والدين و احساس طرد شدن از سوى ايشان است.
پس تعجبى ندارد كه مؤسسه اسميت سونيان[٤] واكنشهاى باثبات و گرم [و محبتآميز] والدين را رمز پديد آمدن نوابغ و رهبران دانسته است.[٥]
.
[١] -Bronfenbrenner .
[٢] -Cornell University .
[٣] -Social Contagion .
[٤] -Smithsonian Institution .
[٥]
. H. G. McCurdy," The Childhood Pattern of Genius", Horizon.
.