چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٠
رابطهعاطفى و الفت جارى بين نوزاد و مادر، بعدها بين نوزاد، مادر و پدر است كه پايه شكلگيرى شخصيت كلّى فرد مىشود. كودكان ايمن خيلى بيشتر از كودكان ناايمن قادرند شخصيتى منحصر به فرد و مستقل براى خود داشته باشند.
آيا ما مىخواهيم ساختار جامعه را تغيير دهيم؟
با تغيير ساختار رابطه مادر- نوزاد از طريق گسترش مهدكودكها، ما نهادهاى شكل دهنده شخصيت افراد را تغيير مىدهيم و به تدريج ساختار جامعه هم تغيير مىكند. اگر حاصل مهدكودكها، انبوهى از انسانهايى هستند كه احساس ناامنى مىكنند و مضطرب و عصبانىاند، بايد انتظار ديدن اين علائم را در بافت فرهنگى هم داشته باشيم. بايد مراقب باشيم نسلى از كودكان منزوى و پريشان پرورش ندهيم كه نتوانند با ديگران ارتباط مناسب برقرار كنند و فاقد ارزشها و نيروى كنترل كننده درونى باشند و در برابر بيمارىها آسيبپذير شوند.
اشتباه است بگوييم مهدكودك به شكلگيرى شخصيت بيمارگونه مىانجامد امّا تحقيقات بيانگر اين مطلب است كه مهدكودك به رابطه بسيار مهم نوزاد- مادر- پدر آسيب وارد مىكند. آسيب روحى و تعارض و محروميت در دوران نوزادى كلّ شخصيت او را به طور عميق و بنيادين تحت تأثير قرار مىدهد.
همچنين مىدانيم الگوهاى پايهاى ايجاد شده در اوائل كودكى نسبتاً