چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٦
دارد (پول بيشتر يعنى زاد و ولد بيشتر) و فرصتهاى شغلى براى زنان كه با ميزان بارورى نسبت معكوس دارد (افزايش درآمد و فرصتهاى شغلى زنان بىنهايت زاد و ولد را كاهش مىدهد).
به همين ترتيب، در جامعهاى كه اغلب خانوادههاى آن سنتى هستند يعنى از يك مرد شاغل و يك زن خانهدار تشكيل شدهاند، رشد اقتصادى، ميزان بارورى را افزايشمىدهد و اين همان وضعيت مناسب و معمول تاريخى است. البته اقتصاددانان به اين نكته هم پى بردهاند؛ در جامعهاى كه در آن فرصتهاى شغلى زنان در حال گسترش است و درآمد بالقوه آنان به تدريج با درآمد مردان برابرى مىكند، رشد اقتصادى، ميزان بارورى را كاهش مىدهد و حتى به صفر مىرساند.
شايد اين پيام خوشايند بعضىها نباشد اما گذشته ما اين نكته را تأييد مىكند. دوره رونق زاد و ولد[١] در فاصله زمانى ١٩٤٥ تا ١٩٦٤ روى داد يعنى مقارن با دورانى كه هنجارهاى فرهنگى نقش خانهدارى را تقويت مىكردند و درآمد مرد به تدريج به درآمد كل خانواده تبديل شد و درآمد محسوس زنان شاغل آمريكايى رشد بسيار كمى داشت و بالعكس، دوران كاهش زاد و ولد[٢] در اواخر دهه ١٩٦٠ و ١٩٧٠ زمانى بود كه نقشِ خانهدارى و مادرى كمارزش و پست شمرده شد. اين كاهش زاد و ولد همچنين مقارن بود با زمانى كه قوانين مربوط به فرصتهاى برابر[٣]، گزينههاى شغلى متعددى را
[١] -"baby boom ".
[٢] -"baby bust ".
[٣] -"equal opportunity "laws ..