چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٢
استاندارد [از ١٠٠ نمره] بهطور متوسط نمره ١/ ٨١ را به دست آوردند.
«مطالعه هشت ساله» اى كه در دهههاى ١٩٢٠ و ١٩٣٠ انجام شد، نشان داد دانشآموزانى كه به صورت غيررسمى درس گرفتهاند از دانشآموزانى كه در كلاسهاى درس معمول حضور يافتهاند، ممتازترند. و دانشآموزانى كه اصلًا دروس رسمى به ايشان تدريس نشده است از همه سرآمدتر هستند ...
اين بچههاى موفق بچههاى شهروندانى هستند كه واكنشهاى با محبت زيادى دريافت مىكنند و آزادى زيادى براى كاوش [در محيط] دارند. مولّدترين اين بچهها، فشار روش «درس- كتاب- امتحان» را هرگز تجربه نكردهاند. براى اين بچهها كتاب درسى بيش از آن كه يك قفس باشد، يك منبع محسوب مىشود. اين بچهها مستقيماً زندگينامههاى افراد بزرگ را مىخوانند، نه آنكه غذاى جويده دست دوم درون كتابهاى درسى را قورت بدهند.[١] ايشان پس ازآنكه مهارتهاى اوليه را آموختند ديگر نيازى به درگيرى با والدين يا حل تمرين ندارند. اينبچهها بيشتر به «چرا» و «چگونه» توجه مىكنند تا به «چهچيز»، «چهزمان» و «چهمكان». اينان بهجاى تأمل بر تفكرات ديگران، خود به تفكر مىپردازند و بهجاى آنكه به همسالان وابسته شوند، داراى خلاقيت مىگردند.
[١] - اينكار ممكن است در دانشگاه لازم باشد اما در آموزشهاى پايهاى نيازى به آن نيست.