چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٥٠
كار بانوان و كودكان، تضمين امنيت [مالى] بيوه زنان، يتيمان و سالخوردگان و حمايت از مفهوم دستمزد خانوادگى از طريق ساختارى مالياتى كه براى خانوادهها ترجيح قائل مىشد، از خانواده محافظت مىكرد. پس از اين دوره اصلاحات اجتماعى، در فاصله جنگ جهانى اول و دوم، تا دهه ١٩٧٠ و ظهور فمينيسم، خانواده ديگر موضوعى عمده در برنامههاى سياسى نبود. فمينيسم معاصر افراطىترين و مستقيمترين حمله طول تاريخ آمريكا را به خانواده صورت داده است و در واكنش به بزرگترين موفقيت آن يعنى قانونى شدن سقط جنين، يك جنبش قوى- خصوصاً در ميان مسيحيان كاتوليك و پروتستانهاى محافظهكار- پديد آمد.
همين جنبش «حامى خانواده» بود كه در سال ١٩٨٠، رونالد رِيگان[١] را به كاخ سفيد آورد. اين جنبش در متوقف كردن موج افراطىگرى فرهنگى فمينيسم بسيار موفق بود. اما بايد اذعان كرد اين جنبش اساساً يك جنبش واكنشى بود و ديدگاه روشن اجتماعى ارائه نداد تا ديدگاه فمينيسم و سوسياليسم را كه اينهمه نسبت به باورهاى مذهبى و فرهنگى اكثر آمريكايىها اهانتآميز بود، به عقب براند.
با اينحال نفوذ جنبش «حامى خانواده»، ائتلاف فمينيستى- سوسياليستى را قانع كرد تا تدبير ديگرى بينديشند. خانواده، حداقل در خطابهها يك سمبل سياسى قوى محسوب مىشد و بنابراين حزب چپ شروع به آن كرد كه افراطىگرى فرهنگى خود را در قالب «حمايت از خانواده» ارائه دهد.
[١].Ronald Ragan ..