چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٧
همخوانى زيادى دارد. او مىگويد: جدايىهاى مكرر روزانه كودك از مادر، كنارهگيرى و احساس غريبى كودك را به همراه دارد. اين جدايىها همچنين باعث ايجاد بىاعتمادى نسبت به مادر مىشوند و اين كنارهگيرى در سالهاى بعد، كودك را از نظر عاطفى خصوصاً در روابط اجتماعىاش تهديد مىكند.
چند وقت پيش، با يك خانم روانشناس بهنام بيرنا سيگل[١] در دانشگاه استَنفورد[٢] براى نوشتن مقالهاى در مجله مصاحبه كردم. سيگل بيش از ١٠٠٠ ساعت را به مشاهده رفتار كودكان در مهدكودكها اختصاص داده بود. او نسبت به روانشناسان ديگر با ابهام و ترديد كمترى صحبت مىكرد و معتقد بود، ما با اعزام گسترده بچهها به سمت مهدكودكها «در حال تغيير دادن بافت فرهنگى» اين جامعه هستيم. سيگل احساس مىكند بچههايى كه بدون يك پيوند نزديك و صميمى با مادر رشد مىكنند، در آينده كمتر ازدواج مىكنند و بيشتر طلاق مىگيرند.
با كارشناسان ديگرى هم در زمينه بهداشت روان صحبت كردهام. آنها به اين مسأله فكر مىكنند كه آيا ما در اين كشور [آمريكا]، با تبليغ و ترويج مهدكودك براى بچههاى خيلى كوچك، نسلى از كودكان را به بازى نگرفتهايم؟ يكى از اين كارشناسان كه در دانشكده پزشكى هاروارد[٣] تدريس مىكند به من گفت كه پيشبينى مىكند در آينده تختهاى
[١] -Byrna Siegel .
[٢] -Stanford Universiry .
[٣] -Harvard Medical School ..