چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٢١
مىگيرد يكسره به دست فراموشى سپرده مىشوند. با اينحال اين دقيقاً همان وضعيتى است براى بچههاى كوچك آمريكايى [كه به مهدكودك و مدرسه فرستاده مىشوند] در همان لحظهاىكه پايشان را در مينىبوس مدرسه مىگذارند، پيش مىآيد. اجتماعى شدن از راه ارتباط با همسالان، كه اينهمه از سوى مسئولان و والدين بدان ارج نهاده مىشود، در واقع يك خصوصيت غيرمطلوب و منفى است. اينكار باعث «تفكيك سنى»[١] مىشود. چرا كه كودكان بهجاى «تلفيق سنى»[٢] كه در آن بچهها با افرادى از همه سنين، رنگ و نژادهاى مختلف ارتباط پيدا مىكنند، در عمل در كنار همسنهاى خود زندانى مىشوند.
گذشته از بحث نحوه اجتماعى شدن بچهها، [مطلب ديگر آن است كه] ابزار يادگيرى يك بچه معمولى كه بين سنين ٤ تا ٦ سال يا حتى در سن ٧ سالگى وارد محيط مدرسه مىشود، هنوز آنقدر قوى نشده كه بتواند خود را با وسايل آموزشى كه همه روز به سوى او پرتاب مىشود، سازگار كند.
مدير مدرسه جان فورِستر[٣] در مونت كلِر نيوجرسى[٤]، ٥٠٠ بچه را از دوره پيشدبستانى تا دبيرستان تحتنظر گرفت. او دريافت آن دسته از بچههايى كه بسيار با استعداد بوده اما در زمان ورود به مدرسه خيلى كوچك بودند، به استعداد بالقوه خود پى نبردند. همچنين نسبت به بچههايى كه زود به مدرسه فرستاده نشده بودند رشد جسمى، ثبات احساسى و
[١] -age -segregation .
[٢] -age -integration .
[٣] -John Forester .
[٤] -Montclair ,New Jersy ..