چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٢
بعضى از بچهها منزوى و گوشهگير شدند و در فعاليتها شركت نمىكردند. بعضى خشن شدند. حتى كودكانى كه در برنامهى نيمهوقت، در طول يك سال بچههاى ديگر را نزده بودند، اما همان بچهها در برنامهى تماموقت ناگهان شروع كردند به كتك زدن و چنگ زدن بچههاى ديگر.
كتابها و مقالاتى كه دربارهى كمك به بچه براى سازگار كردن خود با مهدكودك نوشته مىشوند اين طور مىگويند كه اگر يك بچهخوشحال نيست حتماً مهدكودكى كه به آن مىرود مشكلى دارد يا آن مهدكودك مناسب او نيست اما هيچكدام نمىگويند كه مشكل، وجود مهدكودك است. اين نتيجهاى بود كه ما پس از دو سال، به آن رسيديم. استرسى كه بچههاى مهدكودكى احساس مىكنند فقط مربوط به كيفيت مهدكودك نمىشود. جدايى طولانى مدت از والدين، خود اضطراب آفرين است صرفنظر از اين كه مهدكودك در چه سطح كيفى قرار داشته باشد. وقتى ما اين را دريافتيم، ديگر وجدانمان به ما اجازهى فعاليت در زمينهى مهدكودك را نمىداد. چون والدين طالب مهدكودك تمام وقت بودند، نمىتوانستيم دوباره به حالت نيمهوقت برگرديم. پس تصميم گرفتيم مهدكودكمان را ببنديم هرچند اين به معناى بىكار شدن ما بود.
پس از آن؛ من و همسرم مشغول نوشتن كتاب «تصميمگيرى در مورد مهدكودك: چه چيزى براى شما و فرزندتان بهتر است؟»[١] شديم.
از زمان نوشته شدن كتاب تاكنون، مطالعات بلند مدتى انجام شده و
.
[١]. The Daycare Decision: Whats Best for you and your Child.
.