چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٦
در يك گفتگويى تلويزيونى، در جواب مدير بخش آموزشى ايالت كاليفرنيا در زمينهى رشد كودك كه گفت: «كودكان، خودشان مهدكودك را مىخواهند.» گفتم: «مادران هستند كه مهدكودك را مىخواهند. آنچه بچهها مىخواهند پدر و مادرشان است.» من در مورد بچههاى مهدكودك خودمان و دلتنگى آنها براى والدينشان صحبت كردم و او در جواب گفت كه از مهدكودكهاى بسيارى بازديد كرده و با هر بچهاى كه حرف زده گفته كه عاشق مهدكودك است.
رفتار بچهها را مىشود دستكارى كرد. با تهديد يا تنبيه، مىتوان به آسانى بچهها را مجبور كرد «چيزى نگويند». حتى اگر در اوج اذيتهاى جسمى و جنسى قرار داشته باشند، اما تغيير احساس واقعى كودكان به اين راحتى نيست. براى آن كه بچهها راحت بتوانند احساسات واقعىشان را به زبان بياورند دُرُست مثل بزرگترها لازم است احساس كنند كسى كه مىخواهند حرفِ دل خودشان را به او بگويند قابل اعتماد است و واقعاً به آنها اهميت مىدهد.
ما در مهدكودكمان براى هر بچهاى دفتر يادداشت روزانهاى [دفتر خاطراتى] داشتيم. بچهها به ما مىگفتند و ما هر چه را مىگفتند در آن دفتر مىنوشتيم. آنها آرزوها، افكار و احساساتشان را براى ما مىگفتند. يك جملهاى كه با كلمات سادهى يك بچه بيان شده است مىتواند خيلى مَعنا داشته باشد. آليسون يك بار گفت «من مامانم رو آنقدر دوست دارم كه دوست داشتم مجبور نبود كار كُنه.» و پسرك كوچكى برايمان گفت هر