چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٣
ثابت كردهاند كه حضور تمام وقت در مهدكودك، حتى در يك مهدكودك نمونه، تأثير منفى بر بچههايى مىگذارد كه در سال اول يا دوم زندگى به آن پا مىگذارند. مشاهدات ما از انزوا طلبى و رفتار خشونتآميز بچهها و مشكلات ديگر آنقدر براى بچههايى كه در سنين سه يا چهار سال به مهدكودك پا مىگذارند [با يافتهها در مورد بچههاى كوچكتر] شباهت دارد كه به نظر ما نمىتواند تصادفى باشد. من متعجب نخواهم شد اگر در سالهاى آينده تحقيقات نشان دهد كه حتى اگر بچهاى در سه يا چهار سالگى وارد مهدكودك شود به صورت مشهودى دچار استرس مىشود.
شرايط خاصى هستند كه وضعيت پر استرس بچههاى مهدكودكى را تشديد مىكنند. يكى از اين شرايط طلاق والدين است. رفتن به يك خانهى جديد و پا گذاشتن به مهدكودك هر دو براى يك كودك سخت است. طلاق اغلب بدين معناست كه مادر بايد سرِ كار برود و كودك زمان طولانى از او دور بماند. اين مسأله كودك را خُرد مىكند چرا كه دقيقاً همان زمانى كه كودك نياز دارد مورد محبت قرار گيرد و در ميان اين همه تغيير در اطراف خود يك حالت ثباتى را احساس كند، بيشترين ساعات روز را بايد از آن تنها دو نفرى در جهان كه مىتوانند احساس امنيت به او بدهند، دور بماند.
جيسون[١] از پسران كوچك مهدكودكِ ما بود. او مهدكودك را با برنامهى نيمه وقت شروع كرد. خيلى باهوش بود. در دو سال و نُه ماهگى
[١] -Jason ..