چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤٢
اين طرح پىبردند و اين پيشنهاد را پذيرفتند كه البته جاى تعجب هم ندارد. كار كشيدن از كسانى كه تازه مادر شدهاند از لحاظ تجارى خيلى سودمند است. امّا از خود پرسيدم: كدام جامعه انسانى مصرّانه مادران را تشويق مىكند ٦٠ ساعت در هفته كار كنند به گونهاى كه گويا هيچچيز با تولد نوزادشان تغيير نكرده است؟ چه نوع زندگىاى را فراروى اين نونهالان قرار دادهايم؟ آيا بازى با آمار و ارقام يا هر نوع كسب و كار آنقدر مهم است كه سعادت كودكانمان را فداى آن كنيم؟
خانم جرمين گرير[١] معتقد است: «براى رقابت با مردان، زن غربى به رتبهبندى جنس مذكر پيوسته و ادراك مردانهاى از خودش پيدا كرده است.»
او همچنين اظهار داشته: «هرچه زنان در موقعيتهاى اجتماعى و اقتصادى به مردان نزديكتر شوند، زاد و ولد، بيشتر دچار اختلال مىشوند.» به عقيده من، نقش زنانه در معناى دقيق فمينيستى آن- يعنى انعكاس آينهگونه نقش مردانه- طبيعتاً نمىتواند با نقش مادرانه هماهنگى داشته باشد. در اين ميان بايد چيزى فدا شود. وقتى جامعه، استعدادها و آسيبپذيرىهاى خاص مادران را انكار مىكند، زنان هستند كه در مضيقه قرار مىگيرند. انكار وجود ويژگيهاى خاص در زنان و تفاوتهاى جنسيتى به معناى نفى نقش مادرى است.
مهدكودكها براى فمينيستها خيلى اهميت دارند چون به آنها اجازه مىدهند به زنان بگويند: مىتوانند از زيربار تصميمگيرى سرنوشتساز و
[١] -Germaine Greer ..