چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٤١
براى مثال، يكى از متقاعد كنندهترين و قديمىترين نقدها بر نقشهاى جنسيتى در آمريكا و برنامهريزىهاى اقتصادى برپايه اين استدلال بوده كه خيلى از پدران به دليل غرق شدن در شغل و كسب درآمد فرسوده مىشوند و علاقه و انرژى لازم براى لذت بردن از شادىهاى زندگى خانوادگى را از دست مىدهند و قادر نيستند به درستى مسئوليتهاى خانوادگى خود را ايفا كنند. امّا اكنون به مدد ايدئولوژى فمينيستى و در اثر ايده فرصتهاى برابر [براى زنان و مردان]، بيمارىهاى اعتياد به كار[١] و مسامحه در زمينه خانواده به وجود آمدهاند و مادران هم به اندازه پدران به اين بيماريها مبتلا شدهاند. [برخلاف ادعاى فمينيستها] اين پيشرفت نيست.
چند وقت پيش در كنفرانسى با موضوع كودكان شركت كرده بودم كه در آن يكى از حاميان مهدكودكها به نام سيلويا هيولت[٢] داستان تلاش خود در زمينه متقاعدكردن مؤسسه ملّى حسابدارى آرتور اندرسن[٣] براى سرمايهگذارى در زمينه راهاندازى مهدكودك شركتى نقل مىكرد. دليلش هم اين بود كه ٤٠ درصد متخصصان شاغل در اين شركت زن هستند. هيولت با افتخار مىگفت تقريباً تمام اين زنان «٦٠ ساعت در هفته» كار مىكنند و استدلال مىكرد كه بايد به گونهاى برنامهريزى شود تا اين كارمندان سختكوش پس از زايمان نيز درست مثل زمان پيش از زايمان كار كنند.
گويا مسئولين اجرايى شركت آرتور اندرسن به سود تجارى نهفته در
[١] -Workaholism .
[٢] -Sylvia Hewlett .
[٣] -Arthur Andersen ..