چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣١
بنابراين جايگاه پرورش كودك به تدريج در حال تغيير است. اين وظيفه اجتماعى مهم كه بر عهده والدين بوده و با احساس عشق و همبستگى انسانى همراه است، اكنون در حال تبديل به شاخهاى از خدمات اقتصادى مدرن است. يعنى دقيقاً همانگونه كه به افراد ديگر پول مىدهيم تا برايمان نان بپزند و خانه بسازند، بسيارى از آمريكايىها تصميم گرفتهاند به ديگران پول بدهند تا بچههايشان را بزرگ كنند.
پرسش اينجاست: آيا مىتوان از پيامدهاى سوء اين كار در امان ماند؟ آيا مىتوان بدون وارد كردن آسيب جدى به فرزندان خود، كار پرورش كودك را به شغل و حرفهاى تبديل كرد تا در مؤسساتى كه بيشتر شبيه بيمارستان هستند، انجام شود؟ آخرين پاسخ علم به اين پرسش، منفى بوده است. براى بيشتر كودكان هيچ جايگزين عاطفى مناسبى به جاى پدر و مادر وجود ندارد.
لازم نيست كسى صبر كند تا پژوهشهاى جديد، اين پيامدهاى منفى را اثبات كنند. يكى از واقعياتى كه در مناظرات موجود بر سر مسأله مهدكودكها به شكل ناشايستى بر آن سرپوش گذاشته شده اين است كه سالهاى زيادى است كه پزشكان اطفال، روان پزشكان و كارشناسان رشد كودك نسبت به خطرات جدى جدا كردن كودكان از والدين براى زمانهاى طولانى هشدار دادهاند. و اين مسأله گاه براى كسانى كه تنها از رسانهها و فعالان حامى مهدكودكها اطلاعات دريافت مىكنند، خيلى عجيب به نظر مىرسد.