چه كسى گهواره را تكان خواهدداد

چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٦

فشار موجود بر روى كودكان‌

من در حال نوشتن مطلبى درباره نوع نگرش آمريكايى‌ها به فرزندان خود هستم. كه مستلزم آن است تا با دقت، نوع نگرش خود نسبت به پرورش دهندگان فرزندانمان را هم بررسى كنيم. متأسفانه در مطالعه خود به اين جمع‌بندى رسيدم كه مهر و عطوفت ملى نسبت به كودكان و پرورش دهندگان آنها در نسل قبلى به شدت كاهش يافته است. بيشتر اطلاعاتى كه جمع‌آورى كرده‌ام ناراحت كننده و گاه وحشتناك است. با بيشتر اين مشكلات آشنا هستيم امّا بيان چكيده‌اى از مسائل مربوطه ارزش دارد.

وقتى امروزه به كودكان آمريكايى نگاه مى‌كنيد، اولين چيزى كه توجه شما را به خود جلب مى‌كند اين است كه تعداد زيادى از اين كودكان به اجبار بدون وجود دو سرپرست و در برخى موارد حتى يك سرپرست بزرگ مى‌شوند. بيشتر ما فكر مى‌كنيم ميزان طلاق به حد تعادل رسيده امّا در واقع دليل آن كاهش شديد ازدواج‌هاست. ميزان طلاق تا حدى به ثبات رسيده- البته اگر اين تعبير درستى باشد- امّا سطح آن بيش از دو برابر سطح معمول در سالهاى قبل از ١٩٧٠ است.

همچنين مردم يك تصور كلى درباره پيامد منفى زاد و ولد خارج از محدوده ازدواج [نامشروع‌] بر روى كودكان دارند امّا بسيارى از آنان هنوز به عمق فاجعه پى نبرده‌اند. تنها در شش سال نخست دهه ١٩٨٠ و دقيقاً در اواسط يك دوره ظاهراً آرام، تعداد زاد و ولدهاى نامشروع در سطح كشور ٣٢ درصد افزايش يافت. پيامد تكان دهنده آن اين است كه حدود يك‌