چه كسى گهواره را تكان خواهدداد - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٩
فيلسوف فرانسوى، مطرح كرده بود برگرديم. آيا فضاى فرهنگى كه در آمريكا به وجود آوردهايم با عشق و محبت مادرانه سر ستيز دارد؟ آيا اين فضاى فرهنگى تا حدى باعث شده بخش مهد نوزادان سريعترين رشد را در بين مهدكودكها داشته باشد؟
من معتقدم ما فضاى فرهنگى جامعه را به گونهاى شكل دادهايم كه انتخاب گزينه پرورش فرزندان توسط خود مادران برايشان سخت شده است. همين ديروز بود نامهاى از يك مادر خانهدار دريافت كردم كه نوشته بود: «كه مردم معمولًا از او مىپرسند « [در خانه] چه مىكنى؟» او در ادامه گفته: «مادر خانهدار همواره توسط ديگران كمارزش قلمداد مىشود. به دليل فشارى كه از طرف نظام ارزشى دنيا بر من وارد مىشود، احساس تزلزل شخصيت مىكنم و درباره شايستگى و لياقت خود دچار ترديد شدهام.»
مادر خانهدار دائماً به چالش كشيده مىشود و كمارزش تلقى مىشود. مادر شاغل چطور؟ در تابستان گذشته، تحقيق خود را در واشنگتن با مصاحبه با ١٠٠ مادر تحصيل كرده شاغل كه اولين بچههايشان متولد شده بودند، انجام دادم. گرچه هنوز دادههاى خود را تجزيه و تحليل نكردهام امّا از مصاحبههايى كه كردهام اطلاعاتى به دست آوردهام. مىخواهم اين مسأله را مطرح كنم كه وقتى يك مادر احساس مىكند نمىتواند وقتى از ساعات عمرش را براى پرورش نوزاد اختصاص دهد، از درون، هزينه بالايى را مىپردازد. به نظر من تا حدى از نوزاد خود فاصله گرفته است. بسيارى از اين مادران فشار درونى زيادى را كه ناشى از احساس گناه است، متحمل