در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٥٤

آيا سزوار و بهتر نيست كه سجدگاه ما بر خاكى باشد كه چشمه هاى خون در آن جارى شده و خود را به رنگ حبّ خداوند رنگين نموده و بر دوستى خالص الهى بنا شده است؟

و نيز بر خاكى كه با خون شخصى مخلوط گشته كه خداوند او را تطهير و محبّت او را پاداش رسالت پيامبر (ص) قرار داده است؟ اين خاك با خون سيّد جوانان اهل بهشت، يادگار حضرت محمّد (ص) در ميان امّتش آميخته گشته است.

پس، بنابر اين دو اصل، ما مقدارى از خاك درخشنده كربلا را به شكل مهر مى سازيم و بر آن سجده مى كنيم؛ چنان كه مسروق بن اجدع، آجر خامى (گل خشك) از خاك مدينه منوّره همراه خود برمى داشت و بر آن سجده مى نمود. او از شاگردان مكتب خلفاى راشدين و فقيه اهل مدينه و معلّم سنّت نبوى بود و نمى توان او را متّهم به بدعت كرد.

راستى در كدام يك از اين دو اصل، دشوارى و بى‌راهگى وجود دارد؟ و كدام يك از آنها تضاد با دستورات قرآن و يا مخالفت با سنّت خدا و پيامبر (ص) دارد؟ و كدام يك از اين دو اصل ناشناخته و بدعت شمرده شده است؟ و كدام يك از آنها موجب خروج از حكم عقل و منطق و اعتبار مى باشد؟

برداشتن خاك كربلا به عنوان سجدگاه در نزد شيعيان، واجب نمى باشد و در شرع و دين هم واجب نشده است و از امورى نيست كه مذهب آن را الزام كرده باشد. هيچ كدام از شيعيان از جهت روا بودن سجده، فرقى بين‌