در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٤٤ - بحث سوم فضليت تربت امام حسين(ع)

«حسين (ع) در دامن من بود و بر رسول خدا (ص) وارد شدم. از نزديك آن حضرت را ديدم كه از دو چشمش اشك جارى بود. به ايشان عرض كردم: اى رسول خدا (ص)! پدر و مادرم فداى تو باد! شما را چه شده است؟

پيامبر (ص) فرمود: جبرئيل به نزدم آمد و مرا آگاه ساخت كه امّت من در آينده اين فرزندم را مى كشند. امّ فضل هراسان شد و گفت: اين كشته مى شود- و به امام حسين اشاره كرد- (پيامبر فرمود:) آرى و جبرئيل، خاكى سرخ از تربت او را برايم آورد»[١].

عايشه روايت كرده است: «حسين بن على (ع) بر رسول خدا (ص) وارد شد در حالى كه به آن حضرت وحى مى شد، (پس) خود را بر رسول خدا (ص) انداخت در حالى كه آن حضرت جبرئيل گفت: اى محمّد: آيا او را دوست دارى؟ پيامبر (ص) فرمود: چرا فرزندم را دوست نداشته باشم؟ جبرئيل گفت: بعد از تو امت، او را خواهند كشت. سپس جبرئيل دستش را دراز و خاك سفيدى را براى پيامبر (ص) آورد و گفت: در اين سر زمين- كه نام آن طف است- اين فرزندت كشته مى شود. هنگامى كه جبرئيل از نزد رسول خدا (ص) رفت، خاك در دست آن حضرت بود و مى گريست، فرمود: اى عايشه! جبرئيل مرا آگاه ساخت كه فرزندم حسين در سر زمين طف كشته خواهد شد و امّتم در آينده نزديك بعد از من به فتنه خواهند افتاد. سپس آن حضرت با حالت‌


[١] - مستدرك حاكم: ٣/ ١٧٦.